چقد این سگ مصب خوشگله جلوییو میگم . دوسش دارم ! خخخخ

برچسب: فردین,
نویسنده: مهتاب نعمتی
خیلی دوسش دارم .
ولی جاتون خالی خودم اومدم توی اتاقم اینقد گریه کردم ....
چقدر رذل و پست و فراموش کار شدم این روزا !
ولی واقعا اینجا چقد راحت میشه حرف زد ! تو عمرم نگفتم تاحالا چقد دوسش دارم ! الانم دستم نرف بنویسم !
برچسب:
نویسنده: مهتاب نعمتی
1) هیچکس نمیتواند در فلسفه و منطق با من بحث کند
2)تمامی مغالطات رو میتونم شناسایی کنم و قصد و غرض آنها را بفهمم
3)به طور حدودی و تیتر وار تاریخ کشورم را بدانم
4)یک کتاباخانه کوچک نقلی ولی پر محتوا که همه کتاب هایش زا خوانده باشم داشته باشم !
5)چاره ای برای کتاب های pdf پیدا کنم، لپتاپ داغونم کرد
برچسب:
نویسنده: مهتاب نعمتی
برچسب: مینویسم,
نویسنده: مهتاب نعمتی
کاش می شد دیگه به هیچکس اعتماد نکنم.
ولی نمیشه 
امروز این ازم پول دزدید 
اینو گذاشتم هیچ وقت یادم نره

پ.ن : گفتن شنبه نتیجه کنکور میاد :(
برچسب: اعتماد,
نویسنده: مهتاب نعمتی
خوب دیگه ماهم اقا پرستار شدیم :)
بابام که زیاد راضی نیست میگه من اقا دکتر میخواستم :)) وات د فاز یا اَبی :))
فعلا که 96 خوب بوده ببنیم بعدش چی میشه بعد اینهمه استرس باورم نمیشه دارم یه نفس راحت میکشم.
امروزم رفتم دانشگاه ثبت نام کردم . یعنی کسی هم عاشق من میشه ؟ با این شکمم ؟
خدا کنه دکتر باشه خخ
ولی خدایی ابروم رفت، روم نمیشد با این وضعیت تو دانشگاه قدم بزنم 
برچسب: پرستار,
نویسنده: مهتاب نعمتی
برچسب: بخوانم,
نویسنده: مهتاب نعمتی
اولین کتاب رو شروع میکنم و قول میدم اخریش نباشه ...
یادم باشه هر چند وقت چیزای جالب کتاب رو اینجا بنویسم :)
پیش به سوی چنین گفت زرتشت - نیچه
برچسب: زرتشت,
نویسنده: مهتاب نعمتی